سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )

43

مذكر احباب ( فارسى )

گويا شيخ به سلطان گفته بوده‌اند كه پيش ما بسيار مياييد كه مبادا سلطنت را قصورى كنيد « « 13 » » ، عذر آن را در اين مقطع گفته : « « 14 » » شيرين دهنا خاطرِ خود رنجه مفرما * هر لحظه به كوى تو اگر كوهكن آيد مصنّفان در صورت دلكش به اين ابيات ترنّم مىنمايند و به نغمات ملايم دل مىربايند . و در اين ايام علما و فضلا را به الطاف تازه و عنايات بىاندازه ، سرافراز مىگردانند . اميد است كه در تزايد باشد . [ 7 ] ذكر جميل جوانمرد عليخان بن ابو سعيد خان « « 1 » » به جوانمردى مشهور است و به شجاعت موفور ، و مربّى فضلاست و به مشايخ عظام و موالى ذوى الاحترام اخلاصش وافى و اختصاصش كافى است ، به جهت آن‌كه والد عالى تبارش را به حضرت شيخ خداداد طريقهء محبّت و و داد بوده و ايشان را به خدمت شيخ نيك‌انديش شيخ درويش طريق نيازى بوده « « 2 » » و ابواب تلطّف به اصحاب وفاكيش ايشان مىگشوده . و طبع لطيف سلطنت‌پناهى به فضلا ميل تمام دارد و تحصيلش در فنّ معمّا بر وجه تكميل است « « 3 » » و تحليل تركيبات مشكله در غايت تسهيل ، و در گفتن تاريخ از شعراگوى فصاحت به چوگان بلاغت مىربايد . و از الطاف عميمش عموم فضلا را بهره‌مند ساخته ، اهل هنر را احترام مىنمايد « « 4 » » . و اين تاريخ را نيكو گفته : نظم اساس خانهء مخدوم عالم * بُوَد صد بار از گردون زياده فتاده چون دل ارباب معنى * درونِ او ز نقشِ غير ساده ز هر سويش درى معمار تقدير * به روى مردم عالم گشاده تعالى الله زهى مأواى دلكش * كه رشك جنّة الماوى فتاده خرد تاريخِ سالش را چنين گفت : * مقام نيك با مخدوم زاده

--> ( 13 ) . K كه سلطنت را قصورى نكند ( 14 ) . B گفت [ 7 ] ( 1 ) . K عنوان را ندارد ( 2 ) . K + است ( 3 ) . K بوجه كمال بوده ( 4 ) . K مىنمايند